كتابخوانان و کتابدوستان عزیز
به لطف شما اسم کلی کتاب در نظرخواهی مطلب ِ قبلی جمع شده.
اگه کسی دنبال معرفی کتاب میگرده بره یه سر بزنه. چیزای خوبی پیدا میکنه. (در نظرخواهی زیتون بلاگفا هم چند تا نظر هست.)
بخصوص که ولگرد صد تا کتاب برتر رو معرفی کرده!.
خیلی دلم میخواد یه وقت حسابی گیر بیارم و این اسامی رو مرتب کنم و توی یه فایل جمع کنم.
واقعا از شما ممنونم. خیلیها از جمله خودم دنبال کتابهای خوبی که ارزش خوندن داشته باشن میگشتیم.
البته به قول مرمر :
"هرکتابی حتی کتابهای زرد و بازاری هم در مقطعی می توانندتاثيرگذاروشخصيت سازباشند"
خیلی از آدما با کتابای فهیمه رحیمی و مایک هامر(سکسی جنایی) و ر.اعتمادی ... شروع کردن و هی پیشرفت کردن.
با خوندن نظرهای شما به چند نکته رسیدم.(البته باید قشنگ بشینم نظرها رو کلاسه کنم نه اینجوری کترهای!)
1- اینکه بیشتر ماها مطالعه رو از دوران کودکی شروع کردیم و این علاقه تا بهحال ادامه داشته.
کتابهای تنتن و میلو، بابا لنگدراز، شازده کوچولو، قصههای صمد بهرنگی، هایدی، کتابهای طلایی، حتی قصههای کدو قلقلهزن و ملکجمشید و ملک خورشید و... مارو علاقهمند کردن به دنیای قصهها...
2- کتابایی که آدم در دوران نوجوونی میخونه بیشترین تآثیر رو در زندگی آدما میذاره و البته بیشتریا تو این دوره رمان میخوندن:
مثل دزیره، برباد رفته، کلیدر، جای خالی سلوچ، داستانهای علیاشرف درویشیان، ماکسیم گورکی، داستانهای مارک تواین، همینگوی، رومن رولان همچنین کتابهای سهلالهضمی مثل بامداد خمار، حتی کتابهای فهیمه رحیمی تو این دوره خیلی طرفدار دارن.
3- بعضیها کمکم ایدئولوژیشون با کتاب شکل گرفت:
کتابهایی مثل: خرمگس، برمیگردیم گل نسترن بچینیم، لبهتیغ و کتابهای برشت و چخوف و امیل زولا... خیلیها رو به سوسیالیسم و عقاید چپ علاقهمند کرد.
4- خیلیها با کتابهای پائولو کوئیلو، شریعتی، جلال آل احمد، به مذهب مترقی گرایش پیدا کردن.
5- خیلیها با خوندن چند کتاب به سیاست علاقهمند شدن:
قلعهی حیوانات، کتابهای اوریانا فالاچی،
6- در دورهی جوونی خیلیها روی میارن با کتابهای صادق هدایت، آلبرکامو، مارکز، فلوبر، استاندال، بالزاک، پوشکین، آندره ژید و ساماراگو، هانریش بل و پرل باک، تولستوی، ...
7- کتابهای فلسفی مثل کتابهای هرمان هسه و دنیای سوفی و...سلینجر و...
8- یه عده کتابهای مربوط به مسئولین حکومت قبلی رو دوست دارن مثل:
شایان و دکتر صادق حمایت استاد اینجور کتابان.
کتابایی راجع به اردشیر زاهدی، مصدق، شاه و فرح و داریوش همایون و ...
9- یک عده هم کتابهای مربوط به زمان یاقوت رو دوست دارن مثل:
شعرای امام و توضیحالمسائل( البته میدونم اینویکی برای شوخی مطرح شده. اما خوب یه عده مثل فضولباشی نظرخواهیم دوستش دارن.) شعرای صالحی و قیصر امینپور، قرآن و نهجالبلاغه، مفاتيح الجنان ودعای ابو حمزه ثمالي و حلیهالمتقی
10- بعضیا با خوندن کتابی موافق با یک عقیده از اون عقیده بیزار میشن.
مثلا یه کتاب مذهبی میخونن و از مذهب متنفر میشن. و برعکس یه کتاب ضد مذهب میخونن و تازه به مذهب علاقهمند میشن.
11- یه عده دچار احساسات شاعرانه میشن و با سهراب سپهری و فروغ فرخزاد و فریدون مشیری و.... حال میکنن.
12- بعضیا یه کتابو میان صد بار بخونن میبینن فاز نمیده. یهو یه سال بعد، دو سال بعد میان برای صد و یکمین بار صفحهی اولو که می خونن میرن تا آخر.(برای خود من جان شیفته این مدلی بود. ).
13- بعضیها به قول نانا سیستماتیک کتاب میخونن. مثلا میان میگردن تموم کتابهای جین آستین رو پیدا میکنن و می خونن. یا از یه روند مطالعاتی مشخصی پیروی میکنن.
14- بعضیها هم عین من بیچاره که نمیتونم پول زیادی بابت کتاب بدم. میام میرم یه کتابخونه عضو میشم و هر کتابی که باد کرده و یا امانت داده نشده و یا مردم لطف کردن و بعد از خوندن پسش آوردن و عنوان کتابها هیچ ربطی هم به هم ندارن و معمولا هم کتابهای قدیمی هستن یکی یکی می گیرن و میخونن.
گاهی هم سر وقت کتابخونهی دوستان میرم و چون دختر خوبیام و هر کتابی رو که میخونم اگر عیب و نقصی داشته باشه و چسبی بخواد و شیرازهش در رفته باشه براش درست میکنم با منت بهم کتاب قرض می دن. اینطوری کتابهای کتابخونهی یک استاد دانشگاه رو همهشو نونوار کردم.
این حالت مطالعه خیلی حالت پراکنده داره و اصلا هدفمند نیست. و مثل من آخرش هیچی ازشون در نمیاد.
15- یه عده هم مایهدارن و هم خوش سلیقه. مرتب و سیستماتیک کتاب میخرن و چون خونهشون بزرگه هی کتابخونه اضافه میکنن و دل ماهارو آب میکنن...
16- نمیدونم کسی تا به حال این تجربه رو داشته که یک کتابو هیچجوری تا آخر نمیتونه شروع کنه. دو سه بار امتحان میکنه و هر چقدر هم دیگران میگن کتاب خوب و باارزشیه دیگه هرگز نمیتونه بره سراغش. در کمال شرمندگی کتاب گرگ بیابان هرمان هسه برای من اینطوری بود. شاید چون اون موقع سنم کم بود... نمیدونم... اعتراف میکنم هیجکدوم از کتابهای هریپاتر و هم نتونستم بخونم. حتی فیلماشم نمیتونم بشینم کامل ببینم.
این شماره رو باید در شماره 12 میگنجوندم. صداشو در نیارید!
17- یه عده کتاباشونو قرض می دن و میگن بذار دوزار سطح سواد مردم بره بالا.
ولی عدهی دیگه میگن عمرا کتابمو بدم به کسی. ممکنه هیچوقت هم خودشون نخونن. اما نمیذارن کس دیگهای هم بخونه.
18- یه عده کتاب قرض میکنن و سر موقع تمیز و مرتب پس میارن. اینا شریک مال مردمن!
عدهی دیگه هم لبهی کتابا رو تا میکنن. روشون هم آبگوشت و قرمهسبزی و قیمه و آش رشته و انار میریزن. یکی دوسال هم پسش نمیدن. آخرش هم که صاحبش اومدبگیره میگن کدوم کتاب؟ اونو نامزدم برام خریده!
اینا رو دیگه کسی گوشت سگم نمیذارن جلوشون. چه برسه به کتاب.
(از نوشتههام معلومه دچار خستگی شدم؟)
(اصلا اینا تو نظرخواهیم نبود. همینطوری الکی به عنوان درددل گفتم)
19- بعضیها کتاب کرایه میکنن.
من خودم تعریف بامداد خمار فتانهی حاج سید جوادی رو زیاد شنیده بودم. اما چون روشنفکرا اونموقع خوندن این کتابو مسخره میکردن(راستش خودمم فکر میکردم مثل فهیمه رحیمی مینویسه) روم نشد بخرمش. رفتم یواشکی کرایهش کردم.شبی 100 تومن. و چون میخواستم پول کمتری بدم. دوروزه خوندمش :) البته واقعا کشش داشت.
20- بیشتر مردم کتابهای عباس معروفی، زویا پیرزاد، احمد محمود، محمود دولتآبادی، ایرج پزشکزاد، سیمین دانشور، غزاله علیزاده، و اسماعیل فصیح رو دوست دارن .
21- آقا، شما هم یه چیزی بگین.
لطفا اشتباهها و سوتیهامو بهم یادآوری کنید. بخصوص در طبقه بندی کتابها خیلی قاطی کردم. از بس قاطی خوندم!



