تبليغاتX
زیتون

زیتون

1- من و شل‌سیلوراستاین!
عمو شلبی:‌ دیشب وقتی اینجا دراز کشیدم و شروع کردم به فکر کردن
یک عالمه"چی می‌شد اگه" بنا کردن تو گوشم خزیدن.
هی جولون دادن و تموم شب رو واسه خودشون خوش گذروندن
همون آواز قدیمی"چی می‌شد اگه" رو باهم خوندن:

من: "چی می‌شد اگه" ما مردم ایران از اون 600 دانش‌آموز دختر مدرسه‌ی ابتدایی منطقه‌ی 3 آموزش و پرورش یاد می‌گرفتیم
اونا خانم مدیر قبلی‌شونو بیرون کردن
و با اینکه رفته با حکم دیوان عدالت اداری برگشته،
بچه‌ها دم در مدرسه سپر انسانی درست کردن
به‌ هیچ‌وجه حاضر نیستن مدیر بداخلاق و بی‌ادب و حزب‌اللهی رو دوباره تو مدرسه‌شون راه بدن.
والدین و بقیه‌ی معلمها، حتی بابای مدرسه هم با بچه‌ها متحد شدن
اونا خودشون یه مدیر انتخاب کردن و فریاد می‌زنن:
آناناس،‌ آناناس،‌ خانم.... مال ماست!
کاش می‌شد ماهم به اینا بگیم
آناناس، آناناس، کشور ما مال ماست!
نه مال شما! ولمون کنید


2- اوضاع رو ببین چه خیطه!
اوضاع بورس اون‌قدر قاراشمیشه که حدود 12-13 نفر که نوبتی رفتن سراغشون برای دبیرکلی بورس هیچکدوم قبول نکردن.(عبده که استعفا داد. نهاوندیان مشغله‌ی زیاد رو بهانه کرد. اون یکی گفت آخ مریضم، بعدی گفت من مامانمو می‌خوام و... بین خودمون بمونه سراغ منم اومدن، گفتم اهه! تا یه ذره آبروی داشته‌مم بره.)
آخرش دست‌به‌دامن(شایدم شلوار) علی صالح‌آبادی دبیر بورس کرج که یه پسر 27 ساله‌ی دانشجوئه شدن و... اونم که... معروفیت باد آورده و... کجا برم بـــِه از اونجا!

3- بابا بلاگرها همین‌طور دارن افتخار کسب می‌کنن و بعضی‌هاشونو ما خبردار می‌شیم و بعضی‌هاش رو نه.

حسین درخشان در اجلاس تونس شرکت کرد. او در مورد آزادی بیان و سانسور در اینترنت صحبت کرد...(آفرین)


4- وبلاگ پرستو دوهکی به عنوان بهترين وبلاگ ژورناليستی فارسی مسابقه وبلاگ های دويچه وله انتخاب شد...(مبارکه)
پ.ن.
نه بابا! انگار حسین درخشان اسم منو هم داده بوده:) خیلی ذوقیدم.


5- ویولت عزیز ،به سفارش کارگردان تلویزیون فیلم‌نامه‌ای بر اساس داستان زندگی‌اش نوشته که به زودی تبدیل به فیلم میشه ، بلکه هم سریال.( بی‌صبرانه منتظر دیدنشیم)

6- آقای شکراللهی و بازی‌های پنهان؟!!! چشمم روشن!
خوابگرد عزیزمان هم در حال نوشتن فیلم‌نامه‌ای 13 قسمتی درمورد بازی‌های پنهان در ورزش فوتباله! در مورد دوپینگ و مارادونا و دیوید بکام و پله و کلی( پس مشت‌زنی هم هست) و دهداری و داربی و المپیک و غیره( این دیگه چه ورزشیه؟)...

7- گذرگاه شماره 49 ویژه‌ی آذر رو از دست ندید!

8- مراسم خاک‌سپاری منوچهر آتشی از زبان جاوید. از زبان یوسف.
با اینکه آتشی وصیت کرده بود در امامزاده دفنش کنن و سیمین بهبهانی در مهرشهر کنار گور تازه کنده شده منتظر بود،‌ بوشهری‌ها موفق شدن بعد از کلی چونه زدن ببرنش به بوشهر.
عکس منیرو روانی‌پور در حال سنج زدن جلوی تالار وحدت.

9- علی جان از مراسم سالگرد فروهرها نوشته.

10- مطلبی دارم در مورد کتاب‌های پرفروش این روزها.. چون طولانیه می‌ذارم برای بعدا...(اینو نوشتم که یادم نره. ترسیدم نخ ببندم به انگشتم، یادم بره نخه برای چیه)

11- حامد تقدسی برام نوشته که نوید کوچولو 7 ساله از نارسایی کلیه به شدت رنج می‌بره... اگه کاری از دستتون بر میاد دریغ نکنید! حداقل یه دلداری...


12- وبلاگ امین گشمردی دوست عزیز بوشهری‌مون... فیش حقوقی سرباز معلمیشو هم ببینید. چقدر زیاده! آقا قرض می‌دی؟


13- دیشب تا صبح نشستم فیلم ساحل با شرکت لئونارد دی‌کاپریو و فیلمبرداری دایوش خنجی خودمون نگاه کردم و بعدش هم چشم شتر چنگیز آیتماتف رو خوندم.

14- متاسفانه هنوز نمی‌تونم توی وبلاگ اصلیم مطلب بذارم.
ولی اومدم یه‌جادیگه باز کردم


15- افتخار امید معماریان رو یادم رفت بنویسم!
ازامید به خاطر فعاليت​های مختلفش در زمينه​های سازمان​های غير دولتي، وبلاگ​نويسی و روزنامه​نگاری​ در مراسم سالانه ديده​بان حقوق بشر در کانادا تقدير شد.


16- مصاحبه‌ی "روزنامه" ارگان جمعی از دانشجویان دانشگاه تهران با امید حبیبی‌نیا.
راجع به سابقه‌ی آشنایی‌اش با احمد و باطبی و...
سخنرانی امید در سئول(به زبان انگلیسی)

۱۷- " ماجراهای من و بابام" آخ که چقدر این کتاب رو دوست داشتم و هنوز هم دارم! هر سه جلدشو!

+ نوشته شده در  شنبه پنجم آذر 1384ساعت 2:52  توسط زیتون  |