تبليغاتX
زیتون

زیتون


۱- پنج سنگ‌نورد دختر و پسر در حال بررسی راه‌های صعود دیواره‌ی صخره‌ا‌ی پل خواب در جاده چالوس...

نمای دیواره از راه دور...

صعود...

این عکس به جان شما خیلی معنی و مفهوم جدای اینی که هست داره:) اهلش می فهمه!

(همینطوری یلخی که نمی تونی صعود کنی. قبلش به راه های رسیدن به قله فکر کن و بعد اقدام کن! ای بابا... منظورم این گروه های سیاسی هم هستن)

 

۲- این لینک دویچه وله رو یک دوست برام فرستاده. متوجه نشدم مربوط به پارساله یا امسال؟ یعنی امسال هم یکی کاندیدام کرده؟

http://www.thebobs.com/index.php?w=1161273897674773MGXZOTBQ

۳-  بار دیگر دست اجانب و دشمنان از آستین یه تعداد دیگه اجانب و دشمنان در اومده و وبلاگ اصلیم یعنی زیتون دات کام رو در این شرایط حساس فرستاده رو هوا ای دشمنان و اجانب مگر شما خواهر مادر ندارید؟!

۴- می دونم از زمان پخش سریال "میوه ممنوعه" چند وقته گذشته. اما هنوز به این فکر می کنم که چرا حاج آقا فتوحی نباید آخرش با مامان بزرگ هستی ازدواج کنه! بیچاره پیرزن تنها! چرا همه دلشون برای پیرمردهای تنهای سریال می سوزه اما هیچکس به پیرزن های تنها فکر نمیکنه؟

۵- دوسه بار سعادت یار شد و من تونستم چند  نه و نیم صبح جایی باشم که تلویزیون داره  و تونستم چند قسمت از سریال قدیمی "خانه سبز" رو ببینم.( به کارگردانی مسعود رسام و بیژن بیرنگ و با بازی خسرو شکیبایی و مهرانه مهین ترابی و رامبد جوان و آتنه فقیه نصیر و نادره و داریوش اسدزاده و اکرم محمدی و آرش...)

به نظر من دیدن فیلمی برای بار دوم یا حتی خوندن یه کتاب برای بار دوم و سوم و...٬ آدمو در شناخت بهتر اون فیلم(یا کتاب) بهتر کمک می کنه. گاهی یک فیلم رو برای بار دوم می بینم٬ می گم بار اول من از چی این فیلم خوشم اومد آخه!!!

 اما در خانه ی سبز  این دفعه هم  مفاهیم قشنگی از خانواده٬ مرد٬ زن و فرزند و انسانیت و مهربانی و... دیدم... شاید فمینیست ترین آدم این سالها نتونه همچین فیلمنامه ای بنویسه.. واقعا دمشون گرم.

 

۶- واه واه... ابراهیم حاتمی کیا جان٬ این چه سریالیه که ساختی! حلقه ی سبز رو می گم.

با بازی های باسمه ای سیما تیرانداز و اون آقا غوله(حمید فرخ نژاد )... روح غول مانندی که با ا ستفاده از نور چراغ مو درمیاره(درمان کچلی رو کشف کرده) سریالی کشدار که اگر کسی فقط ۵ دقیقه از دوقسمتش رو دیده باشه کاملا تموم داستان رو می فهمه.

می گن فیلمی خوبه که اگر حتی کلیدت از دستت افتاد نتونی دولا شی و کلیدتو برداری. در فیلم آقای حاتمی کیا٬ برداشتن کلید که سهله٬ اگر حتی نگاه نکنی و وسطش سبزی قرمه بخری و با دقت پاک کنی و بشوری و خوردکنی و بپزی و برنج هم بار بگذاری- حتی اگر آبکشش کنی- وسطش سه تا ملافه بدوزی و خونه رو جارو برقی بکشی هیچی رو از دست ندادی

این کارهای هیستریک سیما تیرانداز و قایم موشک بازی های آقا روحه بیشتر خنده دار بود تا ترسناک

روبان قرمز و آژانس شیشه ای کجا و این حلقه ی سبز کجا آقای حاتمی کیای عزیز! بودجه هم که ماشالله اوورت بهت داده بودن!

برای اولین بار کسی رو دیدم از قاسم جعفری و زنش صدیقه صحت درپیتی تر سریال می سازه.

 ۷- اینم بگم و برم که اگه نگم می میرم!

چند وقتیه مطمئن شدم به وجود این نوع آدم ها و هر وقت موردی جدید می بینم  واقعاحالم به هم می خوره.

خانم وبلاگ نویس اصلاح طلب(بیشتر خانم ها اونم از نوع فمینیستش)٬  و بخصوص از نوع روزنامه نگار خوش خط و خال وقتی وارد وبلاگستان می شه  با نقشه  شروع می کنه  با همه خوش و بش کردن و لنیک گذاشتن و لینک خواستن و کامنت های چاپلوسانه نوشتن و ای میل های دوستانه(!) نوشتن و تو قرارهای عمومی قر و غمیش اومدن(بخصوص قرارهای پسردار)  از همین طریق از همه پله می سازن و معروف می شن و به زغم خودشون سری تو سرا درمیارن...معمولا بعد از مدتی آه و ناله از نبود دموکراسی خودشونو بند می کنن به یه  دانشگاه  در کشور خارجی... اون وقت اولین کاری که می کنن برداشتن لینک هموناییه که پله شدن براشون و فقط لینک دوسه تا آدم معروف اصلاح طلب روزنامه نگار عین خودشونو می ذارن که اینا فقط لیاقت دوستی با ما رو دارن! اینم یه رسم جدید و نه چندان تمیزه!

هدف همیشه وسیله رو توجیه نمی کنه!

نظرها

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 10:35  توسط زیتون  |